«غلبه حدیث بر قرآن موجب خدشه دار شدن جایگاه اسلام شد» و «ابتکار ایرانیان برای گذر از دشواری های تاریخ» دو عنوان مهم سرویس معارف ایکنا در هفته گذشته بود.

![]()
سرویس معارف خبرگزاری ایکنا، در هفته ای که گذشت مطالب متنوعی منتشر کرده است که در ادامه مهم ترین آنها را مرور می کنیم.
عباس یزدانی: آزادی بیان و آزادی پس از بیان از ملزومات علوم انسانی و اسلامی است شهید مطهری توسط جریان افراطی گری، خشونت، تحجر و جمود فکری به شهادت رسید. مطهری با تحجر و جمود فکری، قشری گری و تفکر سکولار مبارزه می کرد. ایشان پرچمدار عقلانیت، تفکر، آزاداندیشی و نواندیشی دینی بود. دانشکده الهیات به برکت استادان نواندیشی چون شهید مطهری همواره محل تضارب آرا و افکار و آزاداندیشی بوده است.
![]()
نشاط و شادابی علمی زمانی در دانشگاه تحقق می یابد که دانشگاه محل تضارب آرا و گفت و گو و نقد علمی باشد؛ اگر علوم انسانی و علوم اسلامی در جامعه تحول مطلوبی نداشته است به این دلیل است که فرهنگ نقد و گفت و گو در دانشگاه وجود ندارد و این رسالت بر گردن ما دانشگاهیان است که نقد و گفت و گو را در جامعه نهادینه کنیم.
وزیر علوم: گزاره های فقهی را باید با عدالت سنجید ما همه روزی خور دانش و بینش شهید مطهری هستیم و من راه علمی و تحصیلی خود را مدیون استاد مطهری هستم و همچنان به دانش و بینش ایشان بیش از پیش نیازمندیم. جوانان ما اگر می خواهند با دین آشنا شوند باید آثار شهید مطهری نقطه شروع آن ها باشد چراکه امام خمینی(ره) فرمود من در آثار مطهری هیچ عیب، ایراد و نقصی ندیدم.
![]()
مرحوم مطهری نسبت به جامعه احساس مسئولیت می کرد؛ واقعاً بین کتاب «داستان راستان» و «اصول فلسفه» یا کتاب «جامعه و تاریخ» و کتاب «نظام حقوقی زن در اسلام» چه ارتباطی وجود دارد؟ به لحاظ علمی و تخصصی در آنها ظاهراً ارتباطی نمی بینیم ولی ارتباط وسیعی بین همه این آثار وجود دارد که بعداً خود شهید مطهری نیز به آن تصریح کردند. مرحوم مطهری مسئله محور و جامعه محور بود و حس مسئولیت اجتماعی داشت. ایشان در مقدمه کتاب «عدل الهی» به این موضوع تصریح می کند که من خود را نسبت به دغدغه ها و معضلات جامعه موظف می دانم که پاسخگو باشم نه اینکه اندیشه ورزی باشم که آنچه را می دانم و دوست دارم صرفاً برای اظهار فضل، حاشیه ای بر کتابی بزنم یا کتابی را تعریف کنم که چندان مخاطبی ندارد یا مخاطبان ویژه دارد.
حجت الاسلام محمد مطهری: شهید مطهری دین بدون تعقل را از دست رفتنی می دانست کلمه نواندیشی از کلمات جذاب و در عین حال لغزنده است؛ وقتی نواندیشی با دین پیوند می خورد بسیار عبارت لغزنده ای است. ما کلمات دیگری مانند بازاندیشی، آزاداندیشی، روشنفکری یا روشن اندیشی را داریم اما اگر بخواهیم شهید مطهری را به عنوان نواندیش معرفی کنیم باید قید ضابطه مندی را رعایت کنیم تا با خیلی از نواندیشی های دیگر اشتباه نشود. نواندیشی شهید مطهری بر اساس یک سری ضوابط و قواعد بود. برخی شهید مطهری را به گونه ای معرفی می کنند که انگار ایشان فقط با تجددگرایی مخالفت داشت و با طرف دیگری مشکل خاصی نداشت یا برخی دیگر وقتی می خواهند ایشان را معرفی کنند گویی ایشان فقط با جمود مشکل داشت؛ بنابراین خیلی باید دقت کنیم که استاد را چگونه معرفی می کنیم.
![]()
وقتی در جریانات سیاسی این مسائل مطرح می شود، بسیاری شهید مطهری را تفسیر به رأی می کنند. در مورد خود خدا هم که قرآنی به زبان عربی و مبین فرستاده است؛ وقتی برخی درباره خدا هم صحبت می کنند در مقایسه با برخی دیگر انگار در رابطه با دو خدای متفاوت صحبت می کنند؛ یکی خدای رحمت و بخشایش را و دیگری خدایی را معرفی می کند که انگار منتظر است بشر خطایی انجام دهد تا او را عذاب کند.
حجت الاسلام نجف لکزایی: بحران عقلانیت، مادر همه بحران های جوامع بشری است حکمرانی اسلامی دارای دو ویژگی کلیدی است که یکی از آن ها عقلانیت و دیگری عدالت می باشد که در واقع، عقلانیت مبنای عدالت قرار می گیرد. خداوند متعال در این آیه می فرماید: «یَجعَلُ الرِّجْسَ عَلَی الَّذینَ لَا یَعْقِلُونَ»؛ یعنی خداوند پلیدی، ناپاکی و «رجس» را بر کسانی قرار می دهد که از عقل خود بهره نمی گیرند و فعالیت عقلانی در زندگی ندارند.
![]()
این «رجس» به معنای ناپاکی و پلیدی صرفاً مادی نیست، بلکه باید آن را به معنای نابسامانی های مادی و معنوی و به عبارتی بحران های اساسی تعبیر کرد و جوامعی که عقل را کنار گذاشته اند یا عقل را در بند امیال و غرایز قرار داده اند، با بحران های متعدد مواجه خواهند شد.
محمد نهاوندیان: اولویت اخلاق و رد ماکیاولیسم دینی در اندیشه شهید مطهری باید سؤال کرد که معنای سنت گرا و نواندیش چیست؛ من این الفاظ را مبهم می دانم و آنها را برای قالب بندی شخصیت هایی که بسیار دینامیک بودند ناتوان می بینم. اگر مقصود از نواندیشی این است که مرتباً سرمایه خرد را به کار بگیریم و اصولی که پذیرفته ایم را در ظرف زمان، مرتباً نو به نو کنیم و برای مسائل نو پاسخ های متناسب پیدا کنیم؛ حتماً مرحوم مطهری نواندیش بودند اما اگر سنتی را به این معنا بگیریم که به سنت های قدیمی فرسوده دلبسته هستیم و به هیچ وجه نمی خواهیم از آنها دست بکشیم حتی استدلال عقلی نداشته باشیم؛ حتماً ایشان سنتی نبودند.
![]()
ولی اگر سنتی را به این معنا بگیریم که اصولی داریم که با خردورزی به این اصول رسیده ایم و به دلیل عقلی به آنها دل بسته ایم و تا استدلال عقلی جایگزین آنها نباشد دست از آنها برنمی داریم و نسبت به آن اعتقاد عقلانی که پیدا کرده ایم غیرت داریم؛ بله ایشان سنتی بود بنابراین در کاربرد واژگان ابتدا باید آنها را تعریف کنیم سپس بتوانیم آنها را نسبت دهیم.
حجت الاسلام محمدعلی ایازی: اخباری گری موجب عقب ماندگی فقه از جامعه شده است پس از دوره صفویه یک جریان حدیث گرایی در کشور با نگارش کتاب های حدیثی توسط محمدون ثلاث دوم و ناشی از دغدغه ای از جمع آوری و تبویب کتاب های برجا مانده از دوره اول در قرن چهارم و پنجم ایجاد شد. به تبعیت ایشان، فقهایی وارد میدان شدند که رویکرد به حدیث را دو چندان کردند و آرام آرام جریان حدیث گرایی نه در فقه بلکه در عقیده غلبه پیدا کرد که ما آنان را اخباری ها می دانیم و این افراد حتی حجیت ظواهر قرآن را هم منکر شدند و تا جایی پیش رفت که حدیث در مرتبه مقدم بر قرآن و قرآن تحت الشعاع حدیث قرار گرفت.
![]()
اما این حرکت برای جمعی از فقیهان که از آنان به نام اصولیان یاد می شود غیرقابل قبول و انحرافی و افراطی بود، لذا مبارزه با آنان را آغاز کردند که رأس این جریان وحید بهبهانی قرار دارد که با بنیادهای فکری آنان به مبارزه برخاستند و توانستند شبهات و اشکالات آنان را دفع و جریان ظاهرگرایی دینی را به حاشیه برانند و جریان اخباری تا حدودی به محاق رفت. اصولیین به تدریج بین فقهایی مانند بحرانی صاحب حدائق غلبه پیدا کردند گرچه مبارزه با اخباری گری صرفا در حد مبارزه محورهای خاص اصولیین بود ولی این جریان در جاهای دیگری ریشه دوانده بود. مثلا جایگاه عقل به درستی تبیین نشد. سیره عقلا که اهمیت زیادی در فقه غیر عبادی دارد مورد بی مهری قرار گرفت و آن را در حد ضرورت امضا از سوی شارع محدود کردند و به حجیت مستقل و ذاتی آن توجه نکردند. به همین دلیل شهید مطهری می گوید درست است که بیشتر فقهای شیعه در طول این چند سده گفته اند ما اخباری گرا نیستیم، ولی در عمل این جریان در حوزه رونق زیادی داشت و دلیل آن هم عدم دخالت عقل در فهم نصوص و پویائی عرف بود، لذا ظاهرگرایی در حدیث رخ داد.
سعید طاووسی مسرور: سریال معاویه شخصیت تاریخی او را دگرگون نشان داد در سریال معاویه تلاش شده است تا وانمود شود که حضرت علی(ع) انسانی خوب و داماد پیامبر(ص) و از صحابه کبار بود ولی جنگ معاویه با او لازم بود؛ سریال به ظاهر شخصیت امام علی(ع) را تخریب نمی کند گرچه ایشان را از زوایه اهل سنت به تصویر کشیده است.
![]()
نشان داده می شود که معاویه برای اینکه خون عثمان پایمال نشود با علی(ع) می جنگد. در حقیقت این نتیجه را می گیرند که اگر امروز ما یمن را بمباران کردیم آدم کش و جنایتکار نیستیم و یکسری منافع منطقه ای و بین المللی داریم که در تضاد با کارهای یمن است؛ یا اگر ما با جنایتکاران صهیونیستی پیمان صلح بستیم چون خلیفه دوم هم وارد قدس که شد کشیش را بغل و با او صلح کرد و امروز ما تداوم همان کار را داریم انجام می دهیم و قرار نیست در ارض مقدس خون ریزی شود.
فروغ پارسا: غلبه حدیث بر قرآن موجب خدشه دار شدن جایگاه والای اسلام شد وقتی تاریخ اسلام را ملاحظه کنیم؛ شاید بتوان گفت در بین اهل سنت و شیعه از سده دوم و سوم هجری با این مسئله یعنی مرجعیت سنت و حدیث یا غلبه آموزه های سنتی و حدیثی بر قرآن مواجه هستیم که در بین شیعه به اخبارگرایی معروف است.
![]()
ما کتاب مقدسی به نام قرآن کریم داریم که این کتاب در طول تاریخ هیچ تغییری نکرده است؛ یعنی نسخه های قرآن نشان می دهد که از همان اول هجرت در زمان پیامبر(ص) تا الان در مطالب قرآن با تغییری مواجه نبوده ایم. بحث هایی که بعضی ها در رابطه با تحریف قرآن مطرح می کنند از سوی افرادی با سوگیری های خاصی است که باید آنها را کنار بگذاریم. قرآن کتابی است که از همان اول جایگاه قدسی داشته است و خدای تعالی در قرآن می فرماید «إِنَّا نَحنُ نَزَّلنَا ٱلذِّکرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَفِظُونَ» یعنی ما خود این قرآن را نازل کردیم و خودمان حتماً حافظ آن هستیم. من حس می کنم یک محافظت و مراقبت قدسی هم از این کتاب مقدس وجود داشته است که هیچ وقت قرآن تغییر نکرده است در صورتی که در حدیث، مثلاً در همین کتاب هایی که در شیعه وجود دارد مانند کتاب «کافی» نوشته شده در قرن چهارم با چهار جلد یا کتاب «بحارالانوار» نوشته شده در سده دهم در 110 جلد یا در کتب اهل سنت؛ اگر نگاه کنیم با همین مسئله تغییر و تحریف مواجه بوده ایم.
آیت الله جوادی آملی: حوزه امانت خدا و آیت الله حائری امین الله بود قرآن، کتاب آسمانی و قانون اساسی ماست؛ در دومین خطبه نهج البلاغه که امام علی(ع) که قرآن ناطق است، این قانون اساسی را تبیین نمود؛ و فرمود قرآن کتابی است که همتا ندارد و نخواهد داشت؛ فرمود قرآن شناسانی هم که معادل ندارند اهل بیت(ع) هستند و احسن الحدیث این کتاب است.
![]()
اگر ولایت درجاتی دارد قله ولایت علی(ع) و اولاد اوست و اگر قرآن برای علم درجاتی دارد قله معرفت علی(ع) و اولاد اوست؛ اگر بهشت و عروج و قرب الی الله درجاتی دارد قله آن علی(ع) و اولاد علی است؛ پس نه قرآن معادل دارد و نه علی(ع) و اولاد علی(ع)؛ او که گفت سلونی قبل ان تفقدونی؛ قرآنی حرف زد و آن که به انتظار ظهور او هستیم همانند علی(ع) است که خواهد گفت: سلونی قبل از تفقدونی. کسانی که حافظان قرآن و شاگرد اهل بیت(ع) هستند کیانند که بتوانند حوزه نجف را از یکسو و حوزه قم را از سوی دیگر اداره کنند و اینها چه شرایطی دارند؟ قرآن کتاب عقل و علم است؛ ابن سکیت از امام رضا(ع) پرسید حجت مردم چیست و ایشان فرمودند: العقل العقل العقل. خداوند عقل و امانت را به علمای بزرگ عطا کرده است.
منوچهر صدوقی سها: شایستگی والای زبان فارسی برای بیان مطالب فلسفی من متأسفم از اینکه آقای امیرحسین جهانبگلو را ندیدم و چه بسا اسم ایشان را هم نشنیده بودم. مرحوم ایزوتسو را در دوران دانشجویی در دانشکده ادبیات یکبار دیدم که ایشان سخنرانی به نام «خلق مدام و جدید» داشتند و آقای دکتر نصر هم مترجم بودند. ایزوتسو انصافاً انسان فوق العاده ای بود که به تصدیق شاگردان و دوستان او به 17 زبان تسلط داشت.
![]()
درباره مرحوم فردید می توان در دو ساحت حرف زد؛ کتابی که درباره مرحوم سیداحمد فردید نوشته شده است انصافاً کتاب خوبی است. مرحوم فردید مانند هر شخصیت ممتاز دوست و دشمن هایی دارد و او به دلیل اینکه از سطح جامعه خود بالاتر بود دشمن هایی دارد. حسن این کتاب این است که نه مریدانه و نه دشمنانه است بلکه بی طرفانه نوشته شده است. نکته ای که باید گفت این است که در تهران مکتب فلسفی وجود ندارد بلکه حوزه فلسفی و فکری وجود دارد. مکتب به این معنا است که چند نفر خاص در یک حوزه جغرافیایی خاص و در یک زمان تاریخی خاص جمع می شوند که همفکر و متحد هستند و مراتب و مرشد دارند که در تهران چنین چیزی نیست اما حوزه به معنای مجموعه مکتب ها است و در تهران حوزه وجود داشته است که حکمت مشائی، اشراقی، عرفان نظری، ریاضی و نوع علوم عقلانی مطرح بوده است که اکنون رو به افول است.
مقصود فراستخواه: ابتکار ایرانیان برای گذر از دشواری های تاریخ در انتشار این آثار در جهانی که فضیلت ها همیشه در معرض فراموشی است فضیلت روئیت پذیر کردن موجودیت ها و معناها وجود دارد و تلاش شده تا افرادی که کمتر دیده می شوند و صداهای آنها در حاشیه است به متن آورده شوند که این کار خود نوعی عمل اخلاقی است که جامعه ما به آن نیاز دارد.
![]()
کار دیگر اخلاقی که صورت گرفته است معرفی و آشنایی نسل جدید نویسندگان که کمتر دیده و خوانده شده اند است؛ بنابراین این کار به لحاظ معرفتی درخور توجه است. انسان ها متفاوت هستند و تا زمانی که همه حرف نزنند حقیقت تجلی پیدا نمی کند. همیشه بخشی از حقیقت در چهره دیگری است و ما برای غنای حقیقت وسیعی که وجود دارد نیاز به گفت وگو داریم. کار نویسندگان مجموعه فکر و ذکر ایرانی شایسته تقدیر است و این مجموعه به لحاظ نسلی ارزشمند است؛ زیرا با انتشار چنین آثاری با گفت وگوهای میان نسلی می توان بر شکاف های میان نسلی فائق آمد. باید بدانیم که ایران در نیمه راه خود است و برای پیمودن باقی راه نیازمند گفت وگوهای نسلی و استعدادهای تازه هستیم. این کار انجام شده برای من ارزشمند و معنادار است. ما نیاز به خاطره داریم و بخشی از خاطرات ما را در مجموعه فکر و ذکر توسعه می یابد. ایران جامعه ای با تداوم پاره خطی بوده است که مدام شاهد انقطاع، پارگی و فاصله ها بودیم و تاریخ دشوار خود را با سختی پیمودیم. گاهی جهان بر ما آوار شده است اما ایرانیان زیر این آوار، جهان های موازی ساختند و در این جهان موازی سکنی گزیدند و تاریخ خود را ادامه دادند برای مثال وقتی مغول به ایران حمله می کند و ویرانی به بار می آورد مولانا جهانی از صورت های خیال، معرفت و عرفان ساخت که تا به امروز ایرانیان در این جهان موازی به رقم ویرانی زندگی خود، قرار گرفتند تا بتوانند تاریخ خود را ادامه دهند. انتهای پیام
{{name}}
{{content}}